حکایت شاه کلید

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت: سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.

قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.

قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.

قفل سوم اینکــه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود:

براے قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.

براے قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.

براے قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید؟!

شیخ فرمود : نماز اول وقت «شاه کلید» است.

/ 1 نظر / 24 بازدید
بازباران

باسلام.واقعا درست فرمودند.خداوند رحمتش کند.به روزیم باسه مطلب.التماس دعای فرج